دغدغهی اصلی گروتوفسکی این بود که افراد بر ترسشان از خودِ واقعی غلبه کنند و شکافی را التیام بخشند که تمدن غرب بر ذهن و بدن ایجاد کرده بود. پروژهی گروتوفسکی با حفظ ماهیت درمانی، فردگرایانه بود: مثل تئاتر بیچیز، برای فرد خاصی جذاب بود و هر شرکتکننده میتوانست «تا انتهای تقلایش پیش برود...»
این کتاب با تحلیل نظریههای مدرن بازیگری آغاز میشود؛ نظریههایی که الهامبخش تجربیگرایان تئاتر دههی 1960، ازجمله نظریههای آنتونن آرتو، یرژی گروتوفسکی، ژاک کوپو و پیتر بروک محسوب میشدند.
مقالههای بعدی مفاهیم بازیگری را با تئاتر و نمایش پستمدرنیستی نوظهور دههی 1980، و بازنمایشهای گروه ووستر و ویلم دفو مقایسه میکند. مباحث پستمدرنیسم در اجرا و ایدههای مربوط به تئاتر پستمدرن مدیون نقد هنری و سیاستهای تئاتر و رقص پستمدرنیستی است که در این کتاب بهتفصیل به آنها پرداخته میشود. بخش آخر به وضعیت بدن در تئاتر، اجرا و استندآپکمدی اختصاص دارد و شامل مقالاتی دربارهی آکونچی، بار، بوال، بورنستین و اورلان است.