مجموعهرمان گردونه خورشید، داستانی حماسی در بستر ایران باستان است؛ حکایتی از حوادث زندگی، شور دلدادگی و وقایعی خیالگونه، که هر زمان شیرین و خواندنی است.
این مجموعه در چند جلد ارائه شده و درعینحال که هر مجلدش مستقل است، ادامهی جلد پیشین نیز هست. برای نگارش این داستان، از منابع بیشماری بهره برده شده و آدابورسوم کهن ایرانزمین، در آن ملموس است؛ اما هرگز سند تاریخی درخور استناد نیست؛ زیرا نویسنده برای نگاشتن آن در اندیشه غور کرده و نازکخیالیها نموده تا شهد حکایتی جذاب در کام خوانندگان بنشیند.
در کتاب سوم از زندگی پر فرازونشیب هوردخت، او و سرزمینش در برابر اهریمنی بیدارگشته از کوه خاور قرار گرفتند. اژدهایی که پایداری در برابرش فقط با نیروی ایزدی امکانپذیر است. برای دختری که از مرد اسطورهایاش جز آرامگاهی سرد و دلمرده بر جای نمانده چارهای نمانده بود جز یاریخواستن از دیوی که هرگز دیو نبود. آریان، اسطورهی آتش، حال باید بههمراه دختر خورشید، به سرزمین مویسرخان میرفت تا با برداشتهشدن نفرین، به اصل خویش بازگردد و به نبرد اژدها درآید؛ اما این پندار ساده، تنها آغازی بود برای حوادثی باورناپذیر و زمانهایی پرالتهاب.