ما ایرانیان درست همانطور که دولت انگلستان را بهلحاظ تاریخی، دولتی توطئهگر علیه کشور خودمان میدانیم، بیبیسی را نیز نماد دسیسهچینیِ رسانهای علیه کشورمان میشناسیم. اما آگاهی دربارهی سوگیریِ بیبیسی یا هر رسانهی دیگر چنانچه با خوشبینی و سادهلوحی در برابر رسانههای دیگر همراه شود، صرفا نوعی «توهم هوشمندی» و پیروی از مُد زمانه است که میتواند حتی مانع برخورد سنجشگرانهی ما با رسانهها شود.
عصر ما را میتوان «عصر سلطهی رسانهها» نام نهاد. تقریبا همهی شئون زندگی ما، از نگرشهایمان دربارهی خوراک و پوشاک و تنآمیزی تا قضاوتمان دربارهی زیبایی خودمان و باورهای مذهبی و سیاسی، به سوژهی دستکاری رسانههایی تبدیل شده که گرچه با ادعای بیان حقیقت به سراغمان میآیند، غالبا کارشان به رقابت با حقیقت از راه دروغگویی آشکار یا پروپاگاندا میکشد.
این کتاب، در قالب بیستویک درس کوتاه، خواننده را با سازوکار تأثیرپذیری رسانهها و نیز شیوههای آنها در پروپاگاندا آشنا کرده و، از این طریق، او را در برخورد سنجشگرانه با رسانهها توانا میسازد.