اسطورهسازی از خردهفرهنگهای بومی
باغ اناری مجموعهداستانی است از شاعر، نویسنده و مترجم کرمانی که چاپ سومش در نشر نون وارد بازار شده است و شامل 11 داستان کوتاه است.
وضعیت، باغ اناری، پاسگاه، شور زندگی، کودکان ابری، زن سورچی، عاشقانه، حیونکی بارون، کوکبه، حیاط خلوت و آخرین شعر، یازده داستان این مجموعه است.
نویسنده اگرچه خود رهآورد کویر زیبای کرمان است ولی تمام داستانهایش عطر عجیب باران میدهد. تمام داستانهایش در نامکانی میگذرد و با روایت خردهفرهنگهای بومی، جهانِ اسطورهایِ توهمزایِ گروتیکواری خلق میکند که به دل مخاطب مینشیند. جهان اسطورهای که از مرگ و نیستی نهتنها خالی نیست بلکه مدام هی یادشان میآورد که مرگ و نیستی سوغات شما از دنیای توهم زاست. شخصیتهای ملموسی که همهی دنیا آنها را میشناسند و انگار غریبهای بینشان نیست.
محمد شریفی اگرچه هرگز سعی نکرده داستانهای پستمدرنی را خلق کند اما به افول فراروایتها بهشدت وفادار بوده و با محیطی بومی و زبان محلی، دنیای آشنایی خلق کرده که ممکن است در هر جای جهان اتفاق بیفتد.
زبان شستهورفته و استفاده از واژههای بومی و استفادهنکردن از صفت باعث صیغلخوردن نثر شده است و کشش داستانها را دوچندان کرده است.
باغ اناری مجموعهای است که میشود چندبارهخوانی کرد و هر بار از خواندش لذت برد.