زنگ در پشتی به صدا درآمده و دل توی دل زویی و ساسافراس نیست که با یک حیوان جادویی جدید آشنا شوند. زویی خم میشود و هرچه نگاه میکند، جز کپههای سفید برف چیزی نمیبیند. اما دقیقتر که نگاه میکند، نقطههای صورتی کوچکی روی برف میبیند که با هر سیخونک تکان میخورد و خِرخِر میکند! آنها شبیه گربههای کوچک ششپایی هستند با بالهای پروانهای سفید که خالخال صورتی دارند! اما چه اتفاقی ممکن است برای این پَرپیشیهای کوچولو افتاده باشد که به کمک زویی و ساسافراس نیاز پیدا کردهاند؟ نکند توی سرما گرفتار شدهاند و خودشان و بچههاشان چیزی برای خوردن پیدا نکردهاند؟ اگر تخمهایشان زیر برف مانده باشد چی؟ انگار راستیراستی زویی باید دست بجنباند وگرنه ممکن است اتفاق بدی بیفتد!
مجموعهی زویی و عینک ایدهساز، مجموعهای تأثیرگذار و درعینحال جذاب و خواندنی است. در این مجموعه، علم، تخیل و جادو پابهپای هم پیش میروند و مخاطب داستان، با مفاهیمی همچون آزمایش، سؤال، فرضیه و نتیجهگیری آشنا میشود. خواندن این مجموعه، کودکان را تشویق میکند که به سمت آزمایشهای علمی جذب شوند و راهها و ایدههای جدید را بررسی کنند. به علاوه، در انتهای هر جلد از این مجموعه، لغتنامهای وجود دارد که مفهوم لغتهای دشوار را برای مخاطب توضیح میدهد.