در بررسىهاى تحلیلى و انتقادى در زمینهی ادبیات داستانى بهندرت با اصطلاح «رمان واقعگرا» برمىخوریم، بهعبارت دیگر اغلب نظریهپردازان رمان فارسى به انواعى مانند رمان تاریخى، اجتماعى، سوررئالیستى، اقلیمى، روستایى… اشاره کردند، بدون اینکه جایگاه و موقعیت «رمان رئالیستى فارسى» را تعیین کنند. تا حدى که مطالعات ما نشان داده است، پژوهشهاى جدى و دقیق دربارهی رمان رئالیستى فارسى صورت نگرفته است و ما براى پرکردن خلأ موجود در این زمینه، با وجود دشوارىهاى بسیار که براى هر پژوهنده در این حوزه مطرح است، به انتخاب موضوع «رئالیسم در ادبیات داستانى معاصر ایران» و مخصوصا رمان دست زدیم؛ زیرا تاکنون اثرى که بتواند بهطور همزمان ادبیات داستانى ایران، نظریهی رمان و مبحث رئالیسم در ادبیات داستانى فارسى را دربر گیرد، همچنین شیوهی تحلیل نوین در پرداختن به رمانهاى واقعگرا را ارائه کند، موجودیت خود را به ثبت نرسانده است.