کتاب پیش رو همانگونه که از نام آن پیداست به اشتیاق به جهل میپردازد و ماهیت آن را بررسی میکند. کتاب نشان میدهد که چگونه میکوشیم از دانش ترومازا اجتناب کنیم و از سوی دیگر جوامع چطور برای حفظ نظام در انکار اطلاعاتی که ممکن است ساختارهای قدرت یا سازوکارهای ایدئولوژیک حافظ نظام را متزلزل کند، میکوشند. به علاوه کتاب قدرت جدید و شگفتانگیز جهل در جوامع پساصنعتی و دانشبنیاد را منعکس میکند، آن هم در عصری که میتوان با کمک فناوری چیزهای جدیدی در همهی جنبههای زندگی آموخت.
جهل، چه فعالانه باشد و چه منفعلانه، آگاهانه یا ناآگاهانه، همیشه بخشی از شرایط بشری بوده است. چیزی که در دنیای پساحقیقت و پساصنعتی ما رخ داده، این است که ما اغلب مقهور جریان مداوم اطلاعات و سوءاطلاعات میشویم. گاهی به نظر میرسد تمییزدادن حقیقت از دروغ محال است و در نتیجه ایدهی تخصص پس زده میشود و تعداد کسانی که تصمیم میگیرند ندانند افزایش مییابد. مخاطرات چنین وضعیتی واضح است، اما سالکل مفروضات ما را به چالش میکشد و میگوید جهل شاید سویهی مثبتی هم داشته باشد و با توجه به نقش جهل در جامعه، ممکن است بتوانیم دانش را به جایگاه اصلی خود برگردانیم.