بیشتر شرکتها، برای کسب اطلاعات دربارهی مشتریان، از مدیریت ارتباط با مشتریان و سایر فناوریها بهرهمند میشوند؛ ولی مادامی که شرکتها بهجای پرورش مشتری، به بازاریابی محصولات میاندیشند، هیچکدام از این فناوریها توان بهبود اوضاع را نخواهند داشت. ارتباطات شرکتهای مشتریپرور دوسویه و شخصی است یا دستکم این ارتباطات بهسوی بخشهای بسیار کوچک بازار هدفگیری شدهاند. شرکتها برای رقابت در یک محیط تعاملی پرتکاپو، باید بهجای تمرکز بر دادوستدها، به افزایش ارزش طول عمر مشتری توجه کنند. این بدین معناست که شرکتها باید روابط بلندمدت با مشتریان را در اولویت بالاتری از محصولات و برندشان قرار دهند که مستلزم تغییر راهبرد و ساختار سازمانی و بازسازی کل واحد بازاریابی است. و این یعنی واحد بازاریابی که بهطور سنتی به فروش فعلی توجه داشته، باید دگرگون و به «واحد مشتریان» تبدیل شود. این دگرگونسازی به چند طریق انجام میشود: جابهجایی مدیر ارشد مشتری با مدیر ارشد بازاریابی؛ پرورش مشتریان بهجای سوقدادن محصول بهسوی مشتری؛ استفاده از معیارهای جدید سنجش عملکرد؛ رفتن همهی واحدهایِ مرتبط با مشتری، از جمله تحقیق و توسعه و خدمات مشتریان، به زیر چتر بازاریابی.
این کتاب مقالاتی را دربارهی بازاریابی راهبردی در اختیار مخاطب قرار داده است و فهرست مطالب آن عبارت است از:
فصل اول: بازنگری در بازاریابی
فصل دوم: برندسازی در عصر دیجیتال
فصل سوم: نزدیکبینی در بازاریابی
فصل چهارم: بازاریابی غلط
فصل پنجم: کارت گزارش برند
فصل ششم: اقتصاد در کنترل زنان
فصل هفتم: ارزش پیشنهادی به مشتری در فروش سازمانی
فصل هشتم: درک درستی از جوامع هوادار برند به دست آورید
فصل نهم: آن یک عددی که باید بیشترش کنید