وایلی لارک، نویسندهی جنایتهای واقعی، ناراحت نیست که به خاطر برف و کولاک در خانهی روستایی دورافتادهای که برای نوشتن کتاب جدیدش اجاره کرده، گیر افتادهاست. آتش گرم و سکوت مطلق، شرایط ایدهآلی است، فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ سالها پیش در همین خانه، دو نفر بیرحمانه به قتل رسیدند و دختری بدون هیچ ردّی ناپدید شد.
با شدت گرفتن طوفان، وایلی خود را در خانهاش اسیر اسراری میبیند که در این چهاردیواری محبوس شدهاند. و بعد کودکی را بیرون خانه در برفها پیدا میکند. وایلی پس از نجات کودک شروع میکند به جستوجوی پاسخی برای سوالهایش؛ اما خیلی زود مشخص میشود که خانهی روستایی آنقدرها که او فکر میکرد، متروکه نیست و یک نفر حاضر است برای پیدا کردن آن بچه دست به هرکاری بزند.
لیو کنستانتین، نویسندهی کتاب پرفروش آخرین خانم پریش، هدر گودنکاف را استاد دلهره مینامد و در ادامه میگوید: مهمان شبانه با درهم تنیدن سه روایت و رسیدن به پایانی انفجاری و تکاندهنده شما را میخکوب صفحات کتاب میکند و باعث میشود بیشتر بخواهید.
سامانتا داونینگ، خالق اثر پرفروش همسر دوستداشتنی من و به خاطر خودت، درباره این کتاب می نویسد: مهمان شبانه نه تنها تاثیرگذار، بلکه اعتیادآور هم است. داستان کتاب با درونمایهای بینقص لایه بهلایه آشکار میشود، هر کدام تکاندهندهتر از قبلی. من مدتها دربارهی این کتاب فکر خواهم کرد.
هدر گودنکاف با مهمان شبانه یکبار دیگر نشان میدهد که استاد بلامنازع دلهره است. این کتاب پرتنش و پیچیده باعث میشود هنگام ورق زدن نفستان را در سینه حبس کنید. هرگاه خواندن این رمان را شروع کردید، تمام برنامههای دیگرتان را لغو کنید، چون نمیتوانید آن را زمین بگذارید. این توصیفی است که هانا مری مککینون، نویسنده کتاب پرفروش خواهر عزیزم و تو مرا به خاطر خواهی آورد، از مهمان شبانه دارد.
هراسانگیز، جذاب، پرکشش، تاثیرگذار، غافلگیرکننده، هوشمندانه، مهیج، ترسناک، نفسگیر و... ویژگیهایی است که صاحبنظران به این کتاب اختصاص دادهاند.