داستان در مورد مردی به نام جانیار است که در زندگی زناشویی خود شکست بدی را تجربه کرده و احساس میکند تا زمانی که انتقام نگیرد به آرامش نخواهد رسید.
جانیار مردیست که از همان ابتدای نوجوانی سختی و درد را تجربه کرده و به همین دلیل تبدیل به شخصیتی پخته، محکم، قوی، کمی خشن و کمحرف شده است.
در این بین جانیار با دختری آشنا میشود به نام یاس رازقی … دختری عکاس که به نظر میآید میتواند در نقشهی جانیار به او کمک کند.
جانیار بیرحمانه تصمیم میگیرد از این دختر در پیشبرد نقشهاش سوء استفاده کند.
داستان از اینجا شکل میگیرد. جایی که هم جانیار و هم یاس که دست بر قضا شکستی تقریبا مشابه با شکست جانیار را در زندگی تجربه کرده هر دو با هم تصمیم به انتقام میگیرند.
اما آیا آنها موفق میشوند؟ آیا میتوانند تا پایان راه بروند؟ آیا اصلا میتوانند به شخصی که به هر دوی آنها ضربه زده، با توجه به اینکه این شخص یک شخص عادی نیست نزدیک شوند؟
موهیتو یک رمان عاشقانهی آرام است، ولی اتفاقاتی در آن میافتد که آرامش همه را به هم خواهد زد.