فرزندپروری مـدرن با سطحی بیسابقه از حمایتگری افراطی تعریف میشود: والدینی کـه با یک تماس ساده، سراسیمه خـود را به مدرسه میرسانند تا تکلیف فـراموششدهی فرزندش را به او برسانند، برای نمرات ناامیدکنندهی کارنامه با معلم وارد بحث میشوند، دوستیهـای فرزنـدانشان را ساماندهی میکنند و حتی در بازیهـای کـودکانه مـداخله دارند. همانطـور کـه جسیکا لاهی تـوضیح میدهـد، این والـدین اگـرچـه در ظاهـر، مسئولیتپذیر و دلسوز به نظر میرسند، امـا در عمل فرصت تجربهی شکست ـ یا بهتر بگوییم فرصت یادگیریِ حل مشکلات ـ را از فرزندانخود میگیرند.
در جهانی که موفقیت به هدف نهایی و تنها معیار ارزشمندی تبدیل شده، مفهوم شکست جلوهای ترسناک و نگرانکننده به خود میگیرد. ما در زندگی برای گریز از شکست، تمام تلاش خـود را به کار میگیریم، و وقتی پای موفقیت فرزنداندر میان باشد، وسواس نبرد با شکست در مـا شدیدتر میشود. امـا آیا ممکن است شکست، همان چیزی باشد کـه فرزندانمان برای یادگیری و رشد واقعی به آن نیاز دارند؟
جسیکا لاهی، نویسنده، معلم و مادر، در کتاب موهبت شکست با شجاعت و دقت بـه این پرسش پاسخ داده و نشان میدهـد کـه چگونه میتوان با تغییر نگرش خود نسبت به شکست، زمینهی موفقیتهای پایدار و معنادار را برای فرزندان فراهم کرد.