این کتاب، تلاشی جدی و جامع برای بازاندیشی دربارهی «آبادانی» ایران است - نه به معنای سنتی شهرسازی یا صرف عمران فیزیکی، بلکه به معنای گسترش قابلیتها و توانمندیهای مردم و نهادها، بازسازی هویت تاریخی و فرهنگی، و ترمیم ساختارهای اجتماعی بهگونهای که زندگی عمومی ایرانیان پایدارتر، عادلانهتر و انسانیتر شود. میرسپاسی در این اثر با تحلیل تاریخی، جامعهشناختی و فلسفی تلاش میکند بپرسد: ایران چگونه میتواند از اسطورهها و روایتهای متروک گذشته عبور کند و بر پایهی مفاهیمی مدرن مانند عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و پاسخگویی نهادها، چشمانداز نوینی بسازد.
نویسنده در سلسله مباحثی که در قالب کتاب عرضه کرده است - و بخشی از آنýها در قالب ویدیو و پادکست نیز منتشر شده است - بر اهمیت «عدالت فضایی» (دسترسی برابر به آموزش، درمان، زیرساخت و اینترنت پایه)، «دولت تنظیمگر و پاسخگو» و «بازبودن داده برای ارزیابی مستقل» تأکید دارد؛ او ایدهی «دولت رفاهی مدرن» برای ایران را مطرح میکند.
در بخشی از بحثهایش، میرسپاسی به تاریخ ایران میپردازد و نشان میدهد که گذارهای تاریخی - مانند دورهی قاجار تا پهلوی یا دوران مشروطه - چگونه با پروژههایی از «نوسازی» همراه بودهاند؛ اما آنها هرگز به بازسازی تمامعیار ظرفیتهای اجتماعی نرسیدهاند. از این منظر، «آبادانی» در این کتاب صرفاً بازگشت به گذشته نیست، بلکه فرایندی پیشرونده برای ساختن آیندهای مبتنی بر حقوق، عدالت و توانمندی جمعی است.
در نهایت، این کتاب دعوتی است برای روشنبینی و عمل: خواننده را تشویق میکند که نه به شعارها و اسطورهها چشم بدوزد، بلکه با داده و تحلیل، با حساسیت اجتماعی و فرهنگی، و با رویکردی انتقادی و ساختاری، دربارهی ایران امروز و فردا فکر کند - کشوری که توان دارد با تأکید بر حقوق شهروندی، مشارکت نهادها و عدالت فضای عمومی، مسیر «آبادانی» را دوباره آغاز کند.