سقوط رمانی است فلسفی که از زبان «ژان باتیست کلمانس» که وکیل بوده و هم اکنون خود را «قاضی توبهکار» میخواند نقل میشود. وی ماجرای زندگیاش را برای غریبهای تعریف میکند.
ژان باتیست کلمانس در یک رستوران با غریبهای - که در اصل خوانندهی کتاب است- آشنا میشود و داستان زندگیاش را برای او بازگو میکند. ژان باتیست تعریف میکند که وکیلی تراز اول در پاریس بوده و زندگی بسیار موفقی داشته است. اما شبی که در حال گذشتن از پلی در پاریس بوده، زنی را میبیند که بهصورتی غیرعادی به لبههای پل نزدیک شده است. ژان باتیست با بیتوجهی از کنار زن میگذرد. بعد از چند قدم، صدای برخورد شیئی با آب را میشنود، اما -برخلاف تمامی ارزشهایی که خود، ظاهرا، در طول اعترافاتش به آنها پایبندی نشان میدهد- هیچ کاری نمیکند. این اتفاق بر زندگی موفق او -به عنوان وکیل- تأثیر به سزایی میگذارد.
آلبر کامو، نویسندهی این اثر، متولد هفتم نوامبر سال ۱۹۱۳ در الجزیره و در گذشته در ۴ ژانویهی ۱۹۶۰، از نویسندگان بزرگ قرن بیستم است. از آثار معروف او میتوان به بیگانه و مقالهی افسانهی سیزیف اشاره کرد. او در سال ۱۹۷۵ جایزهی نوبل ادبیات را از آن خود کرد.