«چرا آدمهای خوب کارهای بد میکنند» از دروغها و تحریفها، شرمندگیها و احساس گناههایی در وجودتان پرده برمیدارد که ناآگاهانه شما را به بدترین دشمن خود تبدیل میکند. این کتاب در سفری از تاریکی به روشنایی و از درد عاطفی به آزادی معنوی، این امکان را به شما میدهد تا ژرفترین پشیمانیهایتان را التیام بخشید، در برابر ناامنیهایتان بایستید، با تردیدهایی که نسبت به خود دارید دوست شوید و با دیوهای درونی روبهرو گردید. این کتاب به ما یادآور میشود که حاصل تجارب انسانی به هیچ رو مطلق نیستند و ما با نقابهای بسیار خود در برابر نقابهای بسیار بازیگرانی دیگر روی صحنهی زندگی مشغول بازی کردن نقش هستیم. با واکاوی و شناختن این نقابهاست که میتوانیم به جایگاه خود در نمایش زندگی پی ببریم و نقشمان را به درستی ایفا کنیم. اگر خواهان هشیاری در این مسیر هستیم باید گنجههای درونی خود را بگردیم و نهفتههای آن را بیابیم و در بر بگیریم. باید آمادگی و اشتیاق فراوان برای تصمیمگیریهای دشوار داشته باشیم و به پاسخهای درون و پیرامون گوش فرادهیم. اینگونه، آسیبپذیریها و محدودیتهایمان را میپذیریم و در مواقع لازم از همراهان کمک میگیریم. فقط با چنین پیگیری و کوششی میتوانیم به یک زندگی اصیل، جانبخش و پراحساس، امیدوار باشیم. دیپاک چوپرا این کتاب را به عنوان ابزاری برای دوباره کامل و یکپارچه شدن معرفی میکند. دکتر هندریکس، نگارندهی کتاب «به دست آوردن عشق دلخواه» این اثر دبی فورد را برملاکنندهی بزرگترین فاجعهی بشری میداند که همانا از دست دادن خویشتن حقیقی، گسست ویرانگر حاصل از آن است. او با تأیید روشنگریهای این کتاب، خواندن آن را به همه توصیه میکند. هاروی، نویسندهی کتاب «فرزند بشر» آن را مهمترین و درخشانترین اثر دبی فورد میداند. ماریان ویلیامسن، خالق کتاب «عصر معجزات» به این اثر همچون روشی شگفتآور و مبتکرانه ازسوی دبی فورد به منظور تاباندن نور به تاریکیهای شخصی وجود ما مینگرد.