رمانی جذاب از نویسندهی کتاب پرفروش «آنچه هرگز به تو نگفتم» که سرنوشت خانوادهی ریچاردسون با آن تصویر کاملشان را با مادر و دختری اسرارآمیز به هم پیوند میدهد و زندگیشان را زیرورو میکند. همهچیز در شیکرهایتس در حومهی آرام و زیبای کلیولند برنامهریزی شده است؛ از نقشهی راههای پرپیچوخم تا رنگ خانهها و زندگی شاد ساکنانش. هیچکس به اندازهی النا ریچاردسون تجسم عینی روح این مکان نیست. میا وارن هنرمندی اسرارآمیز و مادری مجرد است که وارد میشود و با دختر نوجوانش پرل خانهای از ریچاردسون اجاره میکند. جایی که میا و پرل نقشی پررنگتر از مستاجر مییابند؛ هر چهار فرزند ریچاردسونها جذب این مادر و دختر میشوند. اما میا گذشتهای رازآمیز دارد. وقتی دوستان خانوادگی ریچاردسونها میخواهند نوزادی چینی-آمریکایی را به فرزندی بپذیرند، بحث حضانت چنان بالا میگیرد که کل شهر دوپاره میشود. میا و النا هم در دو طرف این دعوا قرار دارند. النا که به میا و انگیزههایش مشکوک است تصمیم میگیرد از اسرار گذشتهی میا سردرآورد. اما برای این هوس بهای گزافی میپردازد.