داستان «آرزوهای بزرگ» شرح کاملی از وضعیت سیاسی-اجتماعی دوران دیکنز است که او در آن حقایق اجتماعی را با بیانی لطیف به تصویر کشیده و درحقیقت همین وقایع هستند که به ارزش داستان میافزایند.
پیپ ۷ساله، زندگی محقر و سادهای را در کلبهای روستایی، با خواهری بدخلق و سختگیر و شوهرخواهرش «جو گارگِری» که آهنگری مهربان است میگذراند. او که روزی برای سرزدن به قبر مادر و پدرش به گورستان میرود، بهطور اتفاقی با یک زندانی فراری محکوم به اعمال شاقه به نام «آبل مگویچ» روبهرو میشود. آن زندانی، داستانی ترسناک برای کودک سرهم میکند تا او نانی برای رفع گرسنگی و سوهانی برای رهایی خویش از غل و زنجیری که به دست و پایش بسته است، بیاورد. پیپ هم از روی ناچاری و هم از دلرحمی به او کمک میکند.
مدتی میگذرد و پیپ کوچک، توسط زنی میانسال و ثروتمند مبه نام وسوم به «میس هاویشام» اجیر میشود تا گهگاه برای همنشینی و سرگرمکردنش پیش او بیاید. هاویشام که در گذشتهای دور و به هنگام عروسی، معشوقش او را بیرحمانه ترک گفته، از آن زمان، به زنی دلسرد و انتقامجو بدل گشته است. او «اِستِلا»، دخترکی زیبا، اما گستاخ و مغرور را به فرزندی پذیرفته است تا به او بیاموزد که چگونه مردان را به بازی گرفته و بدین طریق انتقام خود را توسط او از مردان بگیرد. پیپ کوچک در آن خانه به استلا دل میبندد و تحت تأثیر توهینها و آزارهای دخترک، نخستین آرزوهایش مبنی بر ترک زندگی محقر و روستایی و زیستن چون نجیبزادگان، در او نقش میبندد.
پیپ، سالها نزد جو گارگِری شاگردی میکند تا بهعنوان یک آهنگر امرار معاش نماید اما اتفاقی زندگی او را دگرگون میکند.
چارلز دیکنز متولد ۷فوریهی۱۸۱۲ و درگذشته در ۹ژوئن۱۸۷0، از نویسندگان بنام انگلیسی است. او در فعالیتهای اجتماعی دوران خود نیز حضور داشته و برای ازبینبردن ظلم تلاش میکرده. از آثار بسیار شناختهشدهی او میتوان به دیوید کاپرفیلد و الیور توییست اشاره کرد.