داستان این کتاب توسط چندین شخصیت بهعنوان راوی پیش میرود و علاوهبر اتفاقات ظاهری، به تعاملات درونی شخصیتها هم میپردازد. همهی آنها به طرق خانوادگی و دوستی به هم وابستهاند. ایدهی اصلی داستان از تعریف معروف یونگ دربارهی شخصیتهای انسان گرفته شده است. یونگ میگوید: «انسانها دو شخصیت دارند؛ یکی شخصیت واقعی آنهاست که درونی و نمایانگر کمبودها، نقصها، زشتیها و هر آنچه شخصیت «بد» در فرد میباشد را شامل میشود». که یونگ، آن را «سایه» مینامد. از نظر او: «سایه آن کسی است که ما نمیخواهیم باشیم.»
دیگر شخصیتی که هیچ نشانی از «سایه» درآن نیست، یونگ «نقاب» مینامد. نقابی که انسان بر چهرهاش میزند و خود را آنطور که نیست، نشان میدهد. در ارتباطها، انسانها با شخصیت نقابین یکدیگر روبهرو هستند. او معتقد است انسانها برای رشد حقیقی در زندگی نباید «سایه» خود را کتمان کنند، باید آن را بشناسند. او یکیشدن همیشگی با «نقاب» را مانع رشد شخصیت و روان انسانها میداند.
مریم کوچکیرمضان نویسندهی کتاب نقابها و سایهها، متولد ۱۳۴۰ و دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است. درخشش و استعداد نویسندگی ایشان از دوران دبستان و ادامهی آن در دورهی راهنمایی شکوفا شد. ۱۷سالگیِ ایشان با سرودن شعر و نوشتن متون ادبی همراه بود. لذتِ گرفتنِ قلم در دست، ایشان را به سمت نوشتن نمایشنامهای برای سالگرد بمباران حلبچه کشاند و اولین لوح تقدیر را در دستانش لمس کرد. با شروع نوشتن پایاننامه کارشناسی ارشد، شیفتهی مولفههای گوستاو یونگ؛ روانشناس و اسطورهشناس اتریشی و میرچا الیاده؛ اسطورهشناس رومانیایی شد و اثر سایهها و نقابها متاثرشده از مطالعات و تجربیات ادبی چندین سالهی ایشان میباشد.