کتاب «دوباره فکر کن» قلمروی خطاهای شناختی، سوگیریها، تعصبات و نقاط کور ذهنی را مورد بررسی قرار میدهد. ناتوانی ما در تغییر عقایدمان پس از اینکه آنها را در ذهن خود شکل دادیم را بررسی میکند. صرف نظر از دانش و تجربهی افراد، آنها نمیتوانند از اشتباهات منطقی در فرآیند تفکر خود اجتناب کنند. همهی اینها نشأتگرفته از نظرات و عقاید بیاساس، تأثیرات بیرونی، مفروضات و سایر ادراکات ذهنی است. تمایل طبیعی ما به تکیه بر این منابع شناختی منحرفکننده، ما را به سمت تصمیمگیری ضعیف، انعطافناپذیری، ناتوانی در شنیدن دیگران و شنیدهشدن، و همچنین نگرشهای بسته میکشاند.
از طریق دانش گرنت در زمینهی روانشناسی و بازگوکردن نمونههای بسیار، او رویکرد جدیدی را برای بهبود تفکر پیشنهاد میکند. این همان رویکردی است که بر شک از دانستههای ما متکی است. مباحث این کتاب بهطور همزمان، افراد را وادار میکند که علاقهمند به یادگیری چیزهای جدید و دیدن دیدگاههای دیگران باشند. گرنت این رویکرد را بازاندیشی مینامد. اتخاذ این طرز فکر به شما قدرت پیشرفت میدهد. در اینجا با نحوهی کار بازاندیشی آشنا خواهید شد.
برای آمادهشدن در بازاندیشی، باید بهجای ثبات، انعطافپذیری خود را حفظ کنید. انسانها اعتقادات قوی دارند و از اینکه به آنها پایبند هستند افتخار میکنند. گرنت معتقد است که این حالت در دنیایی که ثابت و قابلاعتماد باشد، ممکن است. مسأله اینجاست که ما در محیطی زندگی میکنیم که همیشه درحال تغییر است. بنابراین برای کسب برتری، باید به جای فکرکردن، روی بازاندیشی تمرکز کنیم.
ما در برابر شک و تردیدی که ما را مضطرب میکند، تسلیم اعتقاداتی میشویم که به ما حس آسودگی میدهند. ما به ایدههایی گوش میدهیم که به ما احساس خوبی میدهند، به جای آنهایی که ما را بهسختی به فکر فرو میبرند. بازنگری مستلزم تمایل به پذیرش این واقعیت است که حقایق میتوانند تغییر کنند و آنچه زمانی درست بوده دیگر درست نیست.