برگ هیچ درختی یک رمان کوتاه، معاصر و ایرانی است که داستان «سیامک» و «عمو عباس» را میگوید؛ با فضایی بهشدت پایبند به واقعیت و درعینحال بسیار فراتر از آن. رمان کوتاه «برگ هیچ درختی» روایت برگهایی است متعلق به هیچ درختی؛ درخت هیچ! برگهایی معلق میان زمان و مکان. این اثر در دههی ۱۳۵۰ خورشیدی و در جنوب ایران میگذرد و از زبان سیامک روایت میشود. صمد طاهری، خاطراتی را از شخصیت اولِ داستان در ۹ بخش ذکر کرده که خواندنشان نیازمند رعایت ترتیب خاصی نیست و میتوانید هرکدام را در هر زمانی که دوست دارید بخوانید. داستان از نقل خاطرهی یک روز معمولی در دوران کودکی سیامک آغاز میشود. یکی از مهمترین شخصیتها در زندگی او عمو عباس است که در جایجای خاطراتش از او نام میبرد. او در اولین خاطره از ۱۰ خاطرهای که در کتاب حاضر آمده، نقل میکند که وقتی کودک خردسالی بود از حرفهای بزرگترها چندان سر در نمیآورد. پدربزرگِ سیامک همیشه با پسرش (عباس) بحثوجدل داشت و سیامک یک جملهی تکراری را بارها از زبان عمویش شنیده بود؛ «بهخاطر سربلندی مردم». داستان از چه قرار است؟
این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان کوتاه پیشنهاد میکنیم.
صمد طاهری، نویسندهی کتاب، در سال ۱۳۳۶ در آبادان زاده شد. او در اوایل انقلاب سال ۱۳۵۷ تحصیل در رشتهی هنرهای نمایشی در دانشکدهی هنرهای دراماتیک تهران را رها کرد. طاهری که جزو نسل سوم داستاننویسان ایران است نوشتن را از سال ۱۳۵۳ آغاز کرد، اما از سال ۱۳۵۸ و بهسبب آشنایی با «ناصر زراعتی» و با انتشار اولین داستان خود در جُنگ «فرهنگ نوین» بهطور جدی وارد عرصهی داستاننویسی شد. این نویسندهی معاصر ایرانی در سبک رئالیسم داستانسرایی میکند.