گوگول در این داستان، راجعبه زندگی قزاقی دلاور به نام «تاراس بولبا» و دو پسرش «اوستاپ» و «آندری» سخن میگوید و شرححال زندگی آنها، اعم از رشادتها و خیانتهایشان را توصیف میکند.
گوگول برای نوشتن تاریخچهی زندگی این قوم دلاور، بهویژه قزاقهای زاپروگ که با رشادتهاشان اوکراین را که سرزمین آبااجدایشان بود از لهستان که بر آن تسلط داشت جدا کردند تا به امپراتوری روس بپیوندند، و سوای قهرمانهایی که در داستان آورده، به مطالعه و بررسیهای فراوانی که همگی مستند هم بودند پرداخت تا اثر جنبهی تاریخیاش را حفظ کند و فقط داستانی حماسی زاییدهی ذهن خیالپرداز نویسنده نباشد.
بلینسکی، منتقد مشهور روس در مورد این کتاب چنین اظهار نظر کرده: گوگول با داستان «تاراس بولبا»، حماسهای آفرید همطراز همهی آثار حماسی ملتهای دنیا.
نیکولای واسیلیویگچ گوگول، متولد ۱۸۰۹ در اوکراین و درگذشته در ۱۸۵۲، از نویسندگان بزرگ روسی و یکی از طنزپردازان بزرگ جهان است.