قرون وسطی بیش از یکهزار سال طول کشید، یعنی از گرویدن امپراطور روم کنستانتین به مسیحیت در سال ۳۱۲ تا اوایل قرن شانزدهم. در این دوره اندیشهی سیاسی فلسفی استمرار چشمگیری داشت، اما تغییرات بسیاری نیز در فلسفههای مختلف صورت گرفت که شامل گسستها و احیاها و کشفهای دوباره بود. تاریخ اندیشهی سیاسی در عصر قرون وسطی از میان این دوره طولانی راهی هموار را در پیش میگیرد و با سه تاثیر بزرگ در فلسفه قرون وسطی آغاز میکند: آگوستین، بوئتیوس و دنیس یا دیونوسیوس دروغین، و از قرن دوازدهم تا قرن پانزدهم از جمله تمرکز میکند بر افکار الکوین و سپس آنسلم و آبلار و آکویناس و آکم و دانس اسکوتس و اکهارت.
فلسفه در عصرهای میانه بهطور گسترده دارای رویکرد خداشناختی و دینی انگاشته میشد. اغلب فلاسفه در این دوران در استخدام کلیسا بودند و در این فضا مینوشتند و تدریس میکردند. آنان اغلب به عقل متوسل میشدند تا ایمان را بفهمند. فیلسوف قرون وسطی به تبیین حالات متفاوت عقل و شناخت میپرداخت.
کتاب کوتاه حاضر فلسفه را در این دوره مورد مطالعه قرار داده و تلاشی است برای هدایت و علاقهمند کردن خوانندگان بدون دانش قبلی، به این حوزه.