در کتاب پیش رو با همان شخصیت همیشگی اغلب رمانهای بوکوفسکی، «هنری چیناسکی» همراه میشویم و از سرگشتگی و حیرانیاش میخوانیم؛ داستانی که از سرشت نویسنده سرمشق میگیرد.
زمان داستان سالهای آخر جنگ جهانی دوم و پس از آن است. چیناسکی برخلاف همسنوسالهایش که در جبهه به سر میبرند به نویسندگی روی میآورد و هرکاری را به رفتن به جبهه ترجیح میدهد.
هنگامی که هنری برای روزنامهنگاری در لسآنجلس تایمز اقدام میکند، تنها عنوان شغلی که انتظارش را میکشد، نظافتچی است و او این کار را میپذیرد. او همواره به رسوم رایج آمریکا بیتوجه است و میکوشد نویسندهی مطرحی شود. در واقع هنری منتظر است تا جامعهی ادبی او را کشف کند. شیوهی زندگی کولیواری که در پیش گرفته، عاقبت خوشی را نوید نمیدهد و انتظار کشف استعدادش تابوتوانش را ربوده است.
هنری تجسمی از بوکوفسکی است که جز نویسندگی به هیچ نمیاندیشد. داستان او همچون دیگر آثار بوکوفسکی با ایجاز و سادگی پیش میرود و با جذابیتی که دارد، مخاطب را به خود فرا میخواند.