معمولا تکنیک غالب در داستانهای کوتاه ضربهزنندگی و بهکارگرفتن اصل غافلگیریست و داستاننویسان سعی میکنند با توجه به فرمی که برای داستانشان اختیار کردهاند در نقطه یا نقاط خاصی از چنین نقاط عطفی بهره ببرند.
اما رسول یونان کاملا با روش خودش خواننده را غافلگیر میکند. او نمیخواهد همهی مشکلات بشر را در یک داستان مطرح کند یا داعیهی طرح موضوعات شگفتانگیز را ندارد. از پیشپاافتادهترین دستمایهها استفاده میکند اما چنان زاویهی دیدش به موضوعات خاص و منحصربهفرد است که کمتر مخاطبی با خواندن داستانهای کوتاهش در مجموعهی «دیر کردی ما شام را خوردیم» به حیرت نمیافتد.
کتاب شامل ۲۸ داستان کوتاه است که «حرفها»، «نیمهی تاریک»، «مردی روبهروی دریا»، «انتظار»، «وقتی کتی میآید»، «آفتاب سفید»، «چیزهای شکسته»، «جملههایی روی تابلو اعلانات»، «میشل در نوشابههای گازدار»، «پژمردن گلدانهای شمعدانی»، «دیر کردی ما شام را خوردیم»، «از شبهای ترس» و... نام این داستانهاست.
رسول یونان شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی متولد سال ۱۳۴۸ شمسی است. او تاکنون چندین و چند دفتر شعر، مجموعهداستان کوتاه و رمان به چاپ رسانده است. گزیدهای از دو دفتر شعر رسول یونان با عنوان «رودی که از تابلوهای نقاشی میگذشت» توسط واهه آرمن به زبان ارمنی ترجمه شده و در تهران به چاپ رسیده است.
همچنین تعدادی از آثار او توسط مریوان حلبچهای به کردی سورانی ترجمه شده است و مجموعه ترانههای او با عنوان «یه روز یه عاشقی بود» توسط سعیده سادات سیدکابلی به فرانسه ترجمه شده و از سوی انتشارات کریستف شُمان در کشور فرانسه به چاپ رسیده است.
رسول یونان چه در جایگاه یک شاعر یا مترجم و چه در جایگاه یک رماننویس دوستداشتنیست. آنقدر نوع و زاویهی نگاهش به جهان و روابط انسانی خاص است که خواننده شک میکند مگر میشود جهان تا بدین حد شفاف و خالص بوده و او هنوز به این خلوص و شفافیت پی نبرده باشد.