«داستانهای بادآورده» عنوان کتابی از احمد غلامی است که شامل ۲۵ داستان کوتاه است. با خواندن یکیدو تا از داستانهای مجموعه اولین چیزی که به ذهن متبادر میشود این است که انگار نویسنده خواسته دوباره همان تجربهی «آدمها» را تکرار کند. شاید این بهخاطر شباهتهایی است که بین این دو اثر وجود دارد. نظرگاه اولشخص، نوع روایت، شخصیتپردازی و… ما را یاد اثر دیگر نویسنده یعنی همان «آدمها» میاندازد. اما به رغم این شباهتها، با نگاهی دقیقتر متوجه تفاوتهای بنیادی میشویم که این دو اثر را از هم متمایز میکند. در «آدمها» شخصیتپردازی عنصر غالب داستانها است و نویسنده با مددگرفتن از سایر عناصر داستانی توانسته داستانهای مجموعه را به این هدف نزدیک کند. اما در «داستانهای بادآورده» وقایع هستند که جهان داستان را میسازند و شخصیتپردازی در خدمت این عنصر غالبِ داستانی است. شخصیتهایی که بههیچوجه قراردادی و تیپیک نیستند و بیاینکه تکراری باشند کاملا منحصربهفردند. شخصیتها در «داستانهای بادآورده» با تمام ظرایف فردی بهصورت حیرتآوری ساخته میشوند و هیچ شخصیت یا فردی نیست که به شخصیت یا فردِ داستان دیگر شباهت داشته باشد.