کتاب «مستأجر» نوشتهی فریدا مکفادن، روایتیست پُراضطراب از سکوتهای ترسناک خانهای که کمکم به هزارتویی از سوءظن و دروغ بدل میشود. این رمان روانشناختی، زندگی مردی بهنام بلیک را دنبال میکند؛ مردی معمولی که در پی ازدستدادن کار، خانهای قدیمی را با نامزدش میخرد و تصمیم میگیرد یکی از اتاقها را اجاره دهد. اما مستأجر جدید، زنی بهظاهر آرام و محترم، بهتدریج آرامش خانه را به بازی میگیرد.
بلیک شروع میکند به شنیدن صداهایی که نباید باشند، دیدن چیزهایی که انگار واقعی نیستند، و حسکردن حضور کسی که هیچوقت وارد خانه نشده. در مرز میان واقعیت و خیال، خانه نهفقط محل زندگی، بلکه صحنهی آزمون اعتماد، ترس و جنون میشود.
زبان مکفادن در این اثر، ساده ولی زیرپوستیست؛ انگار واژهها آهسته به ذهن خواننده میخزند و در سکوت، بذر دلهره میکارند. با روایتی که گاه سرد و تحلیلگر، و گاه آشفته و آتشین میشود، نویسنده خواننده را وادار میکند به خودش هم شک کند: آیا آنچه بلیک میبیند واقعیت دارد، یا ذهن خودش در تاریکی خانه گم شده؟
«مستأجر» داستانیست برای آنان که میخواهند زیر پوست زندگیِ ظاهرا بینقص را بخراشند؛ برای کسانی که از خواندنِ حقیقتهای نصفهنیمه و بازیهای روانی لذت میبرند. این کتاب، نهفقط یک تریلر، بلکه آینهایست برای روانهای شکننده در دنیایی که هیچکس واقعا آنکس نیست که مینماید.