«بیگانه» و «طاعون» ۲ اثر مطرح آلبرکامو است که در قیاس با دیگر کتابهای او بیشتر مورد بحث و مداقه بوده است. بیگانه رمانی است که سال ۱۹۴۰ به پایان رسید اما در سال ۱۹۴۲ به همت انتشارات گالیمار و با حمایت آندره مالرو منتشر شد. آلبر کامو در این رمان به یک زندگی پوچ میپردازد و تجربه احساس پوچی را پیش روی خواننده قرار میدهد.
راوی رمان بیگانه مرد جوان مجردی است که در الجزایر زندگی میکند و کارمند یک شرکت است. کسی که نام خانوادگیاش «مورسو» است اما نام کوچکش مشخص نیست. از گذشته مورسو چیز زیادی در کتاب آورده نشده ولی میفهمیم که او با مادرش در یک آپارتمان زندگی میکرده و پدرش را ندیده است. بعدها نیز مادرش را به خانه سالمندان فرستاده است اما این بدان معنا نیست که او مادرش را دوست نداشته و یا با او رابطهای نزدیک نداشته است. مورسو باید به مراسم تدفین مادرش برود. بنابراین از رئیس خود مرخصی میگیرد و با اتوبوس راهی مقصد میشود. پساز بیتفاوتی مورسو به زمان مرگ مادرش، شوک دوم هنگامی به خواننده وارد میشود که میبیند او حتی حاضر نیست برای بار اخر در تابوت را باز کند و مادرش را ببیند. در عوض سیگار میکشد و قهوه مینوشد و…..