این کتاب به یکی از مهمترین نقدها بر علم روانشناسی میپردازد: اینکه بسیاری از یافتههای این علم بر پایهی گروهی بسیار محدود از مردم بنا شدهاند، گروهی که نویسندگان آن را WEIRD مینامند: Western, Educated, Industrialized, Rich, Democratic (غربی، تحصیلکرده، صنعتی، ثروتمند و دموکراتیک).
سانچز دِ اولیویرا و بگز نشان میدهند که بیشتر مطالعات روانشناسی بر شرکتکنندگانی از ایالات متحده، کانادا و اروپای غربی انجام شدهاند؛ مردمی که نهتنها از نظر فرهنگی متفاوتاند، بلکه از نظر اقتصادی و اجتماعی هم بخش کوچکی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند. نتیجه این است که بسیاری از نظریههای روانشناسی که ما آنها را «عمومی» میپنداریم، در واقع بازتاب فرهنگ خاص همین جوامع هستند.
این کتاب به نمونههایی اشاره میکند که در آن نتایج آزمایشهای کلاسیک روانشناسی (مثل آزمونهای شناختی، تصمیمگیری یا ادراک اخلاقی) وقتی روی گروههای غیرغربی اجرا میشوند، نتایج کاملا متفاوتی به دست میآید. این تفاوتها نشان میدهند که روانشناسی به یک «علم جهانشمول» نیاز دارد؛ علمی که فرهنگها، طبقات اجتماعی، زبانها و باورهای متنوع را در نظر بگیرد.
سانچز دِ اولیویرا و بگز در این اثر به جنبههای فلسفی ماجرا هم توجه میکنند: آیا روانشناسی در حال مطالعهی «انسان» است یا فقط مطالعهی «انسان غربی مدرن»؟ این پرسشها خواننده را دعوت میکنند تا دوباره دربارهی دادهها، روشها و نتیجهگیریهای این علم بیندیشد.
«مشکلات عجیب روانشناسی» در نهایت کتابی است برای بازکردن چشمها؛ برای اینکه بدانیم علم هم میتواند سوگیری فرهنگی داشته باشد و تلاش برای رفع این سوگیریها، قدمی است به سوی علمی انسانیتر و جهانیتر.