ایوان تورگنف در این داستان یک برش از زندگی خود را در شانزدهسالگی روایت میکند؛ زمانی که شیفتهی همسایهی مسنتر از خودش، شاهدخت یکاترینا شاخافسکایا یا همان زیناییدای رمان میشود و طوفانی از احساسات تغییرپذیر را تجربه میکند، از تعالی و حسادت گرفته تا ناامیدی و فداکاری. داستان با توصیف رابطهی راوی و پدرش که نمادی از زیبایی مردانهی روسی در قرن نوزدهم شناخته میشود، وارد مرحلهی پیچیدهای میشود.
“ایوان تورگنف” رماننویس مشهور روسی در نهم نوامبر ۱۸۱۸ در «اورال» به دنیا آمد. او در یک خانوادهی اشرافی روس به دنیا آمد. اجدادش از شخصیتهای معروف روس بودند. گفته شده سنگینترین مغز سالم جهان متعلق به اوست که ۲۰۱۲ گرم وزن داشته است. او در ۳ سپتامبر ۱۸۸۳ در بوگیوال، حوالی پاریس درگذشت. رماننویس، شاعر و نمایشنامهنویس روس که نخستین بار کشورهای غربی را با ادبیات روسی، آشنا کرد. آثار او تصویری واقعگرایانه و پرعطوفت از دهقانان روس و بررسی تیزبینانهای از طبقهی روشنفکر جامعهی روسیه، که در تقلای سوقدادن کشور به عصری نوین بودند، ارائه میدهد.