جستارهای گردآوریشده در این کتاب، شامل طیف متنوع اما پیوستهای از مطالعات فروید دربارهی نِوروزها و بهطور عمده هیستری و نِوروز وسواس است که از رهگذرشان میتوان از تحولات صورتگرفته در رویکرد او نسبت به اختلالهای روانی، ریشهها و چگونگی پیدایش آنها، نحوهی دستهبندی و شیوهی درمانشان تصوری پیدا کرد. این نوشتهها هم حاصل تلاشهایی مداوم برای صورتبندی نظریِ یافتههای بالینی بر زمینی نوظهور و جدیدند و هم بخشی از مسیر کلی تاریخ روانکاوی را ترسیم میکنند.
نوشتههای بالینی فروید نشان میدهند که کشف قارهی ناخودآگاه شبیه گذرکردن از دل جنگلی تاریک بوده که نیازمند میزان بالایی از صبر و حوصله، درک نقاط انسداد و کاستیهای نظری، شهامت جستوجوی مسیرهای تازه و ابداع مفاهیمی جدید برای پیریزی شالودههای این مسیرهاست. این تقلای دشوار و پرفرازونشیب قبل از هرچیز از بطن تجربهای مشخصا مدرن شکل گرفته، تجربهی مواجهای خاص میان بیمار و درمانگر که متضمن انبوهی از سردرگمیها، تجدید خاطرهها، طفرهرفتنها، مقاومتها و بیدارکردن دردهای خفته است، تجربهای که چشمی بینا و گوشی شنوا و حساس به کوچکترین جزئیات را میطلبد.